بدون شک و تردید، من توی زندگی قبلیم یه شیر دریایی بودم که همواره روی یه صخره رو به دریا نشسته بوده و موقع غروب آفتاب تو دلش آهنگهای غمگین میخونده، وگرنه این حجم از اندوه در مواجهه با هر ناملایمت زندگی که من دچارش میشم، خیلی غیر طبیعیه!
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
كاش وقتي دست در دست عشقتون خرامان خرامان راه ميريد و كل پياده رو رو بند مياريد، مد نظر داشته باشيد پشت سرياتون دارن براي منهدم شدن عشق بين دو تا آدم بي شعور دعا ميكنن
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
جا داره که به اون خود درونم که دچار بحران 26 سالگی شده یادآوری کنم که بابا جان، یه جاهایی، یه آدمهایی، یه چیزهایی رو ول بده برن! با تشکر
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
من خودم نیستم! من خودم را گم کرده ام، برادران! خواهران! شما رو به عزت آشناییمون قسم، اون تیکه هایی رو که بردین، پس هم ندادین ندادین، فقط بهم یادآوری کنین. دارم لیست وسایل برای اسباب کشی مینویسم. قربون دست و پنجه تون
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
احساس میکنم کم کم وقتشه حین تردد در منزل و اجتماع یه برچسب به خودم وصل کنم بدین مضمون که "من گوگل نیستم. لطفا جواب سوالات خود را از جای دیگر بیابید".
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
اي تازه ترين آشناي اين روزهاي جواني، چشمهايت همزمان گرم و رازآلود و مهربانند. كاش بماني، بگويي، بخنديم و اندكي از زندگي رو در غفلت با سرمستي بگذرونيم.
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
منتها رفتن رزیدنت "گوش و حلق و بینی" شدن
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
یک. همیشه فکر میکردم آدم های 25 ساله خیلی بزرگ هستن. خیلی تجربه دارن. خیلی جهان بینن! حالا که به خودم نگاه میکنم... خیلی این تعریفها جایی برای ابراز ندارن دو. در دنیای واقعی! بنده فکم از حرف زدن نمیفت
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی